دلم گرفته از این روزهای تکراری چرا نگاه تو دیگر نمیکند کاری؟
منم که لحظه ای از یاد تو نمیکاهم تویی که جانب مرا نگه نمیداری
تویی که بر حذری از من و منم که فقط دلم خوش است به امید دیدنت باری
دوباره غروب آفتاب است و دیگر بار من و ریاضت شب تا سبیده بیداریم
اگر تو هم نشتابی به یاریم چه کنم؟ در این زمانه که یاری نمیکند یاری
بدان که قانعم آری به یک سلام از تو که برایم مشکل است خدانگهدار
:: بازدید از این مطلب : 614
|
امتیاز مطلب : 95
|
تعداد امتیازدهندگان : 21
|
مجموع امتیاز : 21